گروه مبانی نظری جنسیت/ پژوهشکده زن و خانواده/ قم/ ایران
10.22034/mws.2026.735613
چکیده
در دهههای اخیر هرمنوتیک فمینیستی به یکی از رویکردهای مهم در بازخوانی متون مقدس تبدیل شده است. این رویکرد با نقد ساختارهای مردسالارانه در سنتهای تفسیری میکوشد خوانشی نو از جایگاه زن در متون دینی ارائه دهد. در میان متفکران این حوزه، الیزابت شوسلر فیورنزا در الهیات مسیحی و آمنه ودود در مطالعات قرآنی از برجستهترین نظریهپردازان رویکرد بازسازیگرایانه به شمار میآیند. فیورنزا با بهرهگیری از هرمنوتیک فمینیستی رهاییبخش و نظریه «کیریارکی» بر تحلیل ساختارهای قدرت در متون مقدس وسنتهای تفسیری تأکید دارد و تفسیر را فرآیندی تاریخی و اجتماعی میداند که باید در جهت رهایی گروههای فرودست بازسازی شود. در مقابل، آمنه ودود با طرح «هرمنوتیک توحیدی» و با تأثیرپذیری از نظریه «حرکت دوگانه» فضلالرحمن، میکوشد میان اصول جهانشمول اخلاقی قرآن و بستر تاریخی نزول آیات تمایز قائل شود و بر مبنای آن خوانشی عدالتمحور از آیات مرتبط با زنان ارائه دهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به بررسی و نقد الگوی بازسازیگرایانه این دو متفکر در تفسیر متون مقدس میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هرچند این رویکردها در نقد ساختارهای مردسالارانه سنت تفسیری و طرح مسئله عدالت جنسیتی نقش مهمی داشتهاند، اما از منظر روششناسی تفسیر اسلامی با چالشهایی همچون ورود پیشفرضهای ایدئولوژیک، فاصله گرفتن از سنت تفسیری کلاسیک و تفسیر گزینشی برخی آیات مواجهاند. از این رو، بهرهگیری از دستاوردهای مطالعات زنان در تفسیر قرآن مستلزم توجه همزمان به مبانی هرمنوتیکی و اصول تفسیری معتبر در سنت اسلامی است.